پلانکتون!
قسمت پلانکتون! از فصل اول کارتون باب اسفنجی
«پلانکتون!» اسم یکی از قسمتهای فصل اول باب اسفنجی شلوارمکعبیه. در این قسمت باب اسفنجی با رقیب تجاری آقای خرچنگ، پلانکتون، آشنا میشه و اون سعی میکنه با کنترل کردن مغز باب اسفنجی به فرمول سری کربیبرگر برسه.
شخصیتهای این قسمت
کارن پلانکتون
یوجین کربس
شخصیتهای تصادفی
شخصیت تصادفی 6
شخصیت تصادفی 18
گری حلزونه
خوانندهی آواز الفبا
پاتریک استار
آزمایشگاه پلانکتون
دستکش چام باکت
خلاصه این قسمت
این قسمت در کراستیکرب شروع میشه. اختاپوس یه سفارش کربیبرگر برای باب اسفنجی میفرسته و باب اسفنجی باهاش شعبدهبازی میکنه و کربیبرگر رو از زیر دماغ اختاپوس بیرون میکشه. بعد از اینکه باب اسفنجی برگر رو سرخ میکنه، شروع میکنه برای خودش راه رفتن و از در میره بیرون. آقای خرچنگ جلوی فرار برگر رو میگیره و معلوم میشه سارق کسی نیست جز دشمن خونی فسقلیش، یعنی پلانکتون. خرچنگ دشمنش رو میذاره روی یه بشقاب و پرتش میکنه به سمت چام باکت و پلانکتون هم میگه برمیگرده. آقای خرچنگ برای باب اسفنجی توضیح میده که پلانکتون ابررقیبشه و سالهاست که داره سعی میکنه فرمول سری کربیبرگر رو بدزده و شکست میخوره.
بعداً شب همون روز وقتی کراستیکرب میبنده، باب اسفنجی با آقای خرچنگ خداحافظی میکنه و میره. توی راهش به سمت خونه پلانکتون جلوی باب اسفنجی رو میگیره و سعی میکنه که قانعش کنه باهاش دوسته (از اون جایی که جفتشون جزو بیمهرگانن) و برای همین باب اسفنجی باید به تولد پلانکتون بره که همین روز بعده. پلانکتون به باب اسفنجی یه کفگیر طلایی میده و میگه دوستها بههم کادو میدن. بعد باب اسفنجی حدس میزنه که پلانکتون صندلی کمکی دوست داشته باشه. پلانکتون خوشحال میشه، اما بعدش قبول نمیکنه. پلانکتون به باب اسفنجی میگه که برای تولدش از باب اسفنجی یه کربیبرگر میخواد. باب اسفنجی با صدای بلند و عصبانیت رد میکنه و میگه پلانکتون فقط برای این میخواد باهاش دوست بشه که دستش به کربیبرگر برسه. همچنین مطمئن میشه که تولد پلانکتون هم قرار نبوده روز آینده باشه و برمیگرده خونه و چه با پلانکتون دوست باشه، چه نباشه، قبول نمیکنه که بهش کربیبرگر بده. اما پلانکتون زیر بار نمیره و ادعا میکنه که باب اسفنجی با دستهای خودش کربیبرگر رو بهش میده.
همون شب وقتی باب اسفنجی خوابیده، پلانکتون از یه سوراخ وارد سرش میشه و به مغزش میرسه. یه دستگاه کنترل ذهن به مغزش وصل میکنه و هوش و بدنش رو میدزده و مجبورش میکنه که از خونهش بره بیرون و از خونهی اختاپوس هم رد بشه و بهش توهین کنه. باب اسفنجی میفهمه که پلانکتون بدنش رو دزدیده و سعی میکنه بهش بگه ولش کنه، اما پلانکتون قبول نمیکنه و خندههای شیطانی میکنه و کاری میکنه باب اسفنجی از پیش اختاپوس هم بره و اختاپوس هم از چیزی که دیده حالت تهوع میگیره. بعد از اینکه پلانکتون باب اسفنجی رو مجبور میکنه از خونهی پاتریک هم رد بشه و اونو برعکس بندازه روی زمین، مجبورش میکنه از توی کراستیکرب رد بشه و یه کراستیکرب بدزده. میبردش پیش یه دستگاه تحلیلگر توی چام باکت که طراحی شده برای اینکه مواد تشکیل دهندهی چیزهایی که توش انداخته میشه رو بگه. وقتی پلانکتون با غرور از موفقیتش تعریف میکنه و باب اسفنجی رو مجبور میکنه که کربیبرگر رو بندازه اون تو، باب اسفنجی با ناراحتی دربارهی شکستش توی محافظت از اون ناله میکنه و با عشق محتویات کربیبرگر رو میگه. پلانکتون با گرسنگی از سر باب اسفنجی میپره بیرون و میافته روی کربیبرگر، اما ازش میافته توی دستگاه و توی نمایشگر کامپیوتر خودش زندانی میشه. باب اسفنجی که ذهن و بدنش دیگه از کنترل پلانکتون دراومده، با خوشحالی همراه کربیبرگر توی دستش میره خونه و به درخواستهای عصبی پلانکتون دربارهی آزاد کردنش توجهی نمیکنه که آخرین درخواستش یه مقدار سیبزمینی سرخکردهس و قسمت تموم میشه.
ماجرای هیلنبرگ و پلانکتون
پلانکتون رو اولین بار استفن هیلنبرگ خلق کرده تا یه شخصیت شرور برای سریال باشه و اونو توی کتابچهی سریال در سال 1996 آورده. اما بعداً از این میترسه که داستانهای حول پلانکتون تکراری و پیشبینیپذیر بشه. حین تولید فصل اول هیلنبرگ پلانکتون رو از یه شخصیت اصلی به شخصیت فرعی تنزل میده و میگه پلانکتون بهعنوان ستارهی مهمان بهتر میتونه ایفای نقش کنه. اما داگ لارنس عاشق این شخصیت بود. از توانایی نویسندگی و بازیگریش استفاده میکنه تا ثابت کنه پلانکتون میتونه یه شخصیت منفی اصلی باشه. اگه لارنس هم نقش نویسندگی و هم نقش صداپیشگی رو برای پلانکتون نداشت، شخصیتش هیچوقت به یه شرور بزرگ تبدیل نمیشد.
داگ لارنس در سال 2015 از شروع پلانکتون گفت که اول قرار بود شخصیتی برای دو تا از قسمتها باشه، اما خودش نویسنده بوده و از این شخصیت خوشش میاومده. بعد از اولین صداپیشگیش برای پلانکتون، لارنس بعضی از ایدههای خودش رو برای پلانکتون مینویسه و به هیلنبرگ نشون میده. از اون موقع بهبعد پلانکتون بیشتر توی سریال حضور داره.
اول کارن بهعنوان کامپیوتر ضدآب پلانکتون معرفی میشه که جزو اختراعاتشه. اسم کارن به نام کارن هیلنبرگ، همسر خالق سریال، گذاشته شده. استفن هیلنبرگ اونو در سال 1998 یه کم بعد از ازدواج با کارن هیلنبرگ ساخته. استفن به زنش میگفت «بامزهترین آدمی که سراغ داره» و شوخطبعیش الهامبهش شخصیت کارن بوده. داگ لارنس توی توسعهی شخصیت کارن به استفن هیلنبرگ کمک کرد. صداپیشگیش رو جیل تالی انجام داده که خودش همسر تام کنی، صداپیشهی باب اسفنجیه. در این قسمت هیچ شخصیت خاصی نداره و مثل یه برنامهی تبدیل متن به گفتار عمل میکنه. علاوهبراین اسم کارن در این قسمت اصلاً بلند گفته نمیشه.
داگ لارنس تصمیم گرفت که کارن و پلانکتون باید دوگانهی جداناپذیر باشن و کارن مغز عملیات باشه و به پلانکتون نقشههای شیطانی بگه. لارنس گفت: «میخوام کارن رو بیشتر توی سریال ببینم ... زندگی متأهلی یه نابغهی تبهکار برای من خیلی جالبه و برای همین کارن به داستان پلانکتون کمک میکنه و باعث میشه یه موجود بد معمولی نباشه».
داگ لارنس میگه پلانکتون و کارن بالاخره بعد از فصل سوم به شخصیتهای اصلی سریال تبدیل میشن. توی نوشتههای فیلم سینمایی در سال 2004 اولین باره که توی باب اسفنجی بهعنوان شخصیتهای اصلی بهشون اشاره میشه. پلانکتون و کارن جفتشون توی نوشتههای فیلم بهعنوان شخصیتهای اصلی معرفی میشن. از اون موقع داستانشون یه یکی عناصر معروف و مهم سریال تبدیل شده. پلانکتون و کارن توی تعداد زیادی از کتابها، کمیکها و بازیهای مربوط به سریال هم حضور پیدا کردهن.
طرفداران حرفهای باب اسفنجی بخونن
اول قرار بوده اسم این قسمت «پوشش مخفی» باشه.
این قسمت اولین حضور پلانکتون، چام باکت و کارن رو توی سریال نشون میده. علاوهبراین اسم کارن در این قسمت اصلاً بلند گفته نمیشه و اشارهای هم بهش نمیشه. اما توی نوشتههای اسمش میآد.
اسم کارن برای اولین بار در قسمت «جلبک همیشهسبز» مربوط به فصل سوم بلند گفته میشه.
این همچنین اولین حضور دستگاه تحلیلگر چام باکته.
پلانکتون توی این قسمت نسبتبه باقی قسمتها خیلی کوچیکتره و اولش میبینیم که تقریباً میکروسکوپیه و بدون ذرهبینی که آقای خرچنگ استفاده میکنه دیدنش سخته. احتمالاً اول قرار بوده به اندازهی یه میکروب ریز باشه، اما بعداً توی قسمتهای آینده بزرگترش کردن تا بروز احساسات و پویانماییش سادهتر بشه.
وقتی باب اسفنجی و آقای خرچنگ اول قسمت باهم میخندن، خندهی باب اسفنجی نسبتبه قسمتهای آینده متفاوته.
این خندهی استثنایی یکی از فایلهای صوتی استفادهنشدهی بازی ویدئویی انتقام هلندی سرگردانه.
پلانکتون یه دستگاه ضبط صوت داره که برای بزرگ کردن نقشههای شیطانیش ازش استفاده میکنه. این ضبط اسمش Verve از جک شایندلینه و پشتش آهنگ الفبا از پیتر گاسلینگه.
وقتی باب اسفنجی میره بخوابه، روی تشکش تصویر گل هست. اما توی قسمتهای دیگه این تشک سفید سادهس.
وقتی پلانکتون میگه «این آزمایشگاه منه»، یه سگ یابندهی لابرادور واقعی نشون داده میشه. این سگ توی مرحلهی دوم نسخهی کنسولی بازی باب اسفنجی شلوارمکعبی توی Nicktoons Unite! نشون داده میشه.
توی نوشتههای پایانی این قسمت اسم سگ به نام «الکس» نوشته میشه.
توی آزمایشگاه پلانکتون کارن سمت راست دیوار کنار دره، اما جای همیشگیش جلوی دره.
اما وقتی باب اسفنجی داره آزمایشگاه رو ترک میکنه، کارن سر جای خودشه.
چند تا استراتژیها و تاکتیکهای پلانکتون توی قسمتهای آینده باز هم استفاده میشن، مثل تواناییش توی قایم شدن در مکانهای کوچیک، پنهان شدن توی بدن بقیه و استفاده از دو اهرم برای کنترل یه دستگاه.
از این قسمت دیگه قسمت بالای سر باب اسفنجی مثل بغلهاش سبزه و دیگه مثل باقی قسمتها زرد نیست و این تا قسمت «گمشده در بیکینیباتم» ادامه داره.
توی نسخهی چک، اسم این قسمت Recept na Krabí Hambáč هستش که یعنی «فرمول سری کربیبرگر».
فریاد پلانکتون و دیالوگش که میگه «فقط میخوام حرف بزنم»، بعداً توی بازی آنلاین Reef Rumble هم استفاده میشه.
فریاد پلانکتون توی بازی آنلاین Merry Mayhem! هم شنیده میشه.
توی تفسیر صوتی این قسمت، بیل فاگرباکه میگه وقتی که تفسیر ضبط شده، هیچ قسمتی اسم پاتریک رو همراه با علامت تعجب نداشته. سالها دو قسمت این شکلی برای فصل نهم تولید میشن، با نامها «پاتریک-من!» و «پاتریک! بازی».
تفسیر صوتی این قسمت شامل کل قسمت اول، کل فصل اول، فصل اول و دوم و دیویدیها و نسخهی تلویزیونی میشه. همچنین اولین قسمت تولیدشدهی سریاله که از این قابلیت استفاده میکنه.
این اولین بار نیست که یه قسمت تفسیر صوتی داره، چون قبلاً برای قسمت «اسفنجی که پرواز میکرد» توی دیودیدی گمشده و دریا 4 مارس 2003 استفاده شده بود.
این اولین قسمت بهترتیب انتشاره که اسم یکی از شخصیتها رو همراه با یه علامت نگارشی داره.
قسمت «موشک سندی» هم اسم سندی رو داره و هم ویرگول مالکیت و تولیدش زودتر از این قسمت شروع شده، اما آمادهسازی و انتظارش بعداً انجام شده.
این اولین قسمتیه که دوبلهی آلمانی هم دقیقاً همون صفحهی عنوان نسخهی انگلیسی رو داره.
دلیلش اینه که پلانکتون و اسم این شخصیت توی انگلیسی و آلمانی یک چیزه.
این اولین باره که پلانکتون میره توی مغز باب اسفنجی. دومی «پلانکتون در مغز باب» و سومی فیلم سینمایی باب اسفنجی بیرون از آبه.
این اولین قست بهترتیب آمادهسازی یا انتشاره که از آهنگهای Grass Skirts Blowing (Hilo March) و House Of Horror استفاده میکنه.
قسمتهای «سفارش پیتزا»، «شلوارترسویی» و «روز معکوس» همهشون زودتر تولید شدهن و آهنگ Hilo March رو داشتن، اما آمادهسازی و انتشارشون دیرتر بوده.
فقط بخش دوم و سوم آهنگ House of Horror توی این قسمت استفاده میشه. در حالی که «پلانکتون!» اولین قسمت به هر ترتیبیه که این موومانهای خاص رو داره، قسمت «تالار مانیتور» زودتر تولید شده و موومانهای متفاوتی رو داره.
این یکی از معدود قسمتهای فصل اوله که کنجدهای روی کربیبرگر رنگشون سفیده. توی بیشتر قسمتهای فصل اول و قسمتهای اول فصل دوم رنگشون سیاهه.
این آخرین قسمت سریاله که حرف A توی اسامی دستاندرکاران توی نوشتههای آغازین توپره. همهی قسمتهای بعد از «همسایههای دریایی بازیگوش» حرف Aشون توپر نیست.
این قسمت توی مارتنهای مختلف با قسمتهای متفاوتی جفت شده.
حین ماراتن Butt-Kicking نیکلودئون این قسمت با قسمت «مرد پریدریایی و پسر بارناکل» جفت شده بود.
حین مارتن Most Wanted بیکینیباتم این قسمت با قسمت «خرچنگ روبات» جفت شده بود.
یه مجموعهی لگو به نام «باب را بساز (3826)» هستش که براساس این قسمته.
یه بازی آنلاین براساس این قسمت هست به نام Invasion of the Patty Snatchers.
یه کلیپ از این قسمت توی تبلیغ Chia Pet سال 2010 هست که داشت باب اسفنجی شلوارمکعبی رو کنار Chia Pets های ثبتشدهی دیگه براساس شخصیتهای کارتونی معروف تبلیغ میکرد.
توی قسمت «ناهنجاری از راه دور» از سریال نظریهی بیگبنگ شلدون کوپر رو میبینیم که داره این قسمت رو توی گوشیش میبینه، خصوصاً صحنهای که باب اسفنجی تحت کنترل پلانکتون دیوار خونهی اختاپوس رو میشکنه.
تصادفاً توی قسمت «ارتش پلانکتون» معلوم میشه که اسم کوچیک پلانکتون هم شلدونه.
ارجاعهای فرهنگی این قسمت
اونجا که پلانکتون میگه «تو احمقِ کندذهن!» به فیلم بازگشت جدای جنگ ستارگان ساختهی 1983 اشاره داره.
پلانکتون وقتی میخواد باب اسفنجی کربیبرگر رو بندازه براش ترانهی «این خوک کوچولو» رو میخونه.
سوتیها
وقتی آقای خرچنگ برای اولین بار توی این قسمت پیداش میشه میگه «ایست، ای دزد برگر! این روح نیست. این ... پلانکتونه!» وقتی میگه «این روح نیست» دهنش معلومه، اما بستهس.
شب وقتی باب اسفنجی داره میره خونه سرش رو به سمت چپ تکون میده و کراستیکرب کنار چام باکت دیده نمیشه.
همچنین باب اسفنجی موقع راه رفتن از کنار چام باکت رد میشه، با اینکه چام باکت درست روبهروی کراستیکربه.
وقتی باب اسفنجی کفگیر طلایی رو میندازه، درست کنارشه. اما وقتی از پیش پلانکتون میره، ناپدید شده.
کلمهی «کنترل کامل» مرتب روی کنترلی که پلانکتون استفاده میکنه ناپدید و پدیدار میشه.
وقتی باب اسفنجی اولین بار به سمت شلوارش حرکت میکنه، کراواتش قرمزه. وقتی شلوار باب اسفنجی روی صورتش کشیده میشه، کراواتش سیاهه. درست بعد از اینکه شلوارش برمیگرده سرجاش روی رختآویز، کراواتش دوباره قرمزه.
این خطا توی قسمتهای «SB-129» و «صدف دوکفهای» هم پیش میآد.
وقتی باب اسفنجی میره توی اتاق خواب اختاپوس، اون توی طبقهی اوله. اما توی همهی قسمتهای دیگه اتاقش طبقهی دومه.
باب اسفنجی وقتی داره بهزور به آزمایشگاه چام باکت برده میشه و فریاد میزنه، دهنش تکون نمیخوره.
وقتی باب اسفنجی میپره توی چام باکت، نیمهی اول سرش برای یه لحظه ناپدید میشه.
این خطا توی تلویزیونهای CRT که اون موقع سریال توشون پخش میشده قابلتشخیص نبوده.
درست بعد از این که باب اسفنجی میگه «خب برگر، فکر کنم دیگه میتونیم بریم خونه» چشمک میزنه، اما برای یه لحظه چشمهاش بستهس و پلکهاش سر جاشه.
توی نوشتههای پایانی این قسمت نام کارولین لارنس بهعنوان خوانندهی آهنگ الفبا نوشته میشه، اما در واقع اون رو پیتر گاسلینگ خونده.
این قسمت رو کجا ببینیم؟
همراه سانی فیلم باشید و از تماشای کارتون باب اسفنجی با دوبله فارسی و کیفیت HD لذت ببرید