اسفنج فشان!
اسفنج فشان! از فصل 7 کارتون باب اسفنجی
«اسفنج فشان!» اسم یکی از قسمتهای فصل هفتم باب اسفنجی شلوارمکعبیه. در این قسمت فوران آتشفشانی یه جنگجوی باستانی رو به بیکینیباتم میآره که پیشگوییهای وحشتناکی داره. این آخرین قسمت از پنج قسمت مینیسریال افسانههای بیکینیباتمه.
شخصیتهای این قسمت
پچی، دزد دریایی
پاتی، طوطی
اختاپوس هشتپا
صدف
موجودات لزج سطل آشغال
اسکوتر
شخصیت تصادفی 36
شخصیت تصادفی 27
شخصیت تصادفی 150
شخصیت تصادفی 64
یوجین کربس
شخصیت تصادفی 92
صندل
فرد
شخصیتهای تصادفی
خلاصه این قسمت
این قسمت تو خونهی اختاپوس هشت پا شروع میشه و اختاپوس داره سعی میکنه نقاشی خودش رو بکشه که باب اسفنجی با خوندن آواز شکرگزاری مزاحمش میشه. بعد از اینکه اختاپوس به باب اسفنجی میگه دست برداره، روی رنگ سر میخوره و میخوره زمین و از پلهها پایین میافته و یه لولهی آب رو میشکنه و آب میریزه بیرون.
وقتی باب اسفنجی پیشنهاد کمک میده، اختاپوس میگه کمکی نیاز نداره و میگه دیگه هیچوقت هیچ کمکی بهش نکنه. لوله رو بهقدری سفت میکنه که آب دیگه نمیتونه ازش رد شه. بعدش اختاپوس غرغرزنان میره، چون برای کار دیرش شده.
توی کراستیکرب اختاپوس با بیادبی به یه ماهی بنفش میگه «ببخشید!» و میره سراغ پیشخان و به باب اسفنجی میگه بهش خیره نشه. اختاپوس همه رو سرزنش میکنه و وقتی یه ماهی میخواد برای کربیبرگر سکه پرداخت کنه، میگه وقت شمردنشون رو نداره، به یه ماهی آبی که داره کربیبرگر میخوره و پاش رو میزنه زمین میگه این کار رو نکنه، از تصادفی 41 برای اینکه در رو نگه داشته و لک دستش روی در مونده انتقاد میکنه، فکر میکنه مردم روی میز آشغال گذاشتن، به یه خانم پیر برای خوردن دندونهاش به هم خرده میگیره و کلاه دراز یه ماهی قرمز رو مسخره میکنه. حتی از یه ماهی آبی ایراد میگیره که خوردنش خیلی طول میکشه و از یکی دیگه برای اینکه زیاد توی دستشویی مونده. وقتی باب اسفنجی رد میشه و هنوز داره دربارهی شکرگزاری آواز میخونه، اختاپوس اونم سرزنش میکنه که دست برداره. باب اسفنجی ازش میپرسه که اونم شکرگزاری میکنه یا نه، اما اختاپوس میگه که اون بدبختترین (که یعنی بیتربیتترین) شخص بیکینیباتمه، چون از شغلش و همسایههاش متنفره و شک داره که از این بدتر هم میشه یا نه. بلافاصله بعدش یه آتشفشان خاموش فوران میکنه. همه توی کراستیکرب اونجا رو تخلیه میکنن، چون داره میریزه سرشون. آقای خرچنگ بعد از نابودی صندوق فایدهای توی فرار کردن نمیبینه و از اختاپوس و باب اسفنجی میخواد خودشون رو بکشن، تا اینکه یکی به پناهگاه اشاره میکنه.
توی پناهگاه شهردار داره سعی میکنه همه رو آروم کنه، اما اونا دست از نگرانی برنمیدارن. وقتی شهردار آخرسر فکر میکنه که بیکینیباتم نفرین شده، یه دلفین جنگجی مرموز میآد و میگه اونا باید بدبختترین شخص اینجا رو قربانی کنن. وقتی اختاپوس میره سمت در، باب اسفنجی میگه باید بدبختترین فرد رو پیدا کنن، اما اختاپوس مسخرهش میکنه. بعدش میفهمن که اختاپوس بدبختترینه و اقدام به قربانی کردنش میکنن. به اختاپوس یادآوری میکنن که چی گفته و خودش تصدیق کرده که بدبختترینه. قبل از اینکه زنده بندازنش توی آتشفشان، باب اسفنجی پیشنهاد میکنه که خودش رو جای اون بندازن، چون اون بوده که باعث شده اختاپوس بدبخت باشه. اختاپوس اتفاقی از لبه میافته و از باب اسفنجی کمک میخواد. وقتی باب اسفنجی قولش رو بهش یادآوری میکنه، اختاپوس حرفش رو پس میگیره و باب اسفنجی نجاتش میده. در همین حال لولهی خونهی اختاپوس کلی آب توش جمع شده و با ترکیدنش خونه رو میفرسته هوا و میافته توی آتشفشان. بعدش دلفین میگه که اون سعی داشته بگه بدبختترین فرد خودش تا پای قربانی شدن بره و مردم دوباره آروم میشن، بهجز اختاپوس که حالا دیگه سقفی برای خوابیدن زیرش نداره و حتی بدبختتر هم شده. باب اسفنجی اجازه میده اختاپوس زیر آناناسش بخوابه و این قسمت هم تموم میشه.
طرفداران حرفهای باب اسفنجی بخونن
این قسمت در پخش اولیهش توی آمریکا با قسمت «چاه دریایی» جفت شده بود، اما از اون موقع بهبعد با قسمت «سنگرها» جفت شد
این قسمت و دیگر قسمتهای مینیسریال توی دیویدی افسانههای بیکینیباتم بودن که 16 نوامبر 2010، دو ماه قبل از پخشش توی تلویزیون آمریکا منتشر شدن.
آقای خرچنگ یه بار دیگه به صندوق میگه صندوقی. اولین باری که بهش اینو میگه قسمت «باب اسفنجی شلوارمکعبی علیه بیگوان» هستش.
در این قسمت معلوم میشه که رنگ چشمهای اختاپوس میتونه عوض بشه، چون وقتی ادای باب اسفنجی رو درمیآره آبی میشن.
وقتی یه آتشفشان واقعی زیر آب فوران میکنه، جزیره یا موجهای جزر و مدی درست میکنه.
این ایده که یه آتشفشان بیکینیباتم رو تهدید کنه بعداً در باب اسفنجی موزیکال هم استفاده میشه.
این قسمت اولین باریه که یه دلفین توی باب اسفنجی شلوارمکعبی حرف میزنه.
دومی حبابی توی فیلم سینمایی باب اسفنجی بیرون از آبه.
این سومین قسمتیه که توی عنوانش علات عاطفه داره. دو تای اول «پلانکتون!» و «در جستوجوی گنج!» بودن.
جنگجوی باستانی که به حضار میگه جملهش تموم نشده، میگه خونهی بدبختترین فرد باید قربانی بشه، نه خودش، اما هارولد قبل از پایان جملهش میگه اینو میدونسته.
این دومین قسمتیه که یکی صدای اختاپوس رو ضبط کرده تا بهش ثابت کنه یه حرفی رو زده. اولی «رفقای قایقسوار» بود.
اونی که صدای اختاپوس رو ضبط کرده، همونیه که توی قسمت «رفقای قایقسوار» با باب اسفنجی این کار رو میکنه.
این قسمت چهارمین باریه که همه شادی میکنن، جز اختاپوس. اولی «تگزاس»، دومی «اختاپوس چوبی» و سومی «رقص لجنی» بود.
این قسمت و قسمت «سنگرها» توی نتفلیکس بریتانیا نیستن.
سوتیهای این قسمت
پناهگاه آتشفشان سقف کاهگلی داره و باید زودتر از سقف کراستیکرب بسوزه.
آتشفشان اون ور خیابون کراستیکربه، دقیقاً جایی که باید چام باکت باشه. اتفاقاً نه پلانکتون و نه کارن در این قسمت حضور ندارن.
صدای جونورهای لزج توی سطل آشغال توی نوشتههای پایانی نیومده.
اسم داگ لارنس برای صداپیشگی لری خرچنگه نوشته شده. اما توی این قسمت نه لری رو میبینیم و نه چیزی ازش میشنویم.
اختاپوس وقتی از آتشفشان میافته پایین فقط دو تا پا داره.
وقتی اختاپوس میگه «میدونی باب اسفنجی»، باب اسفنجی هیچ سوراخی نداره.
«اسفنج فشان!» از فصل 7 کارتون باب اسفنجی رو چطور ببینید؟
سانی فیلم این قسمت رو هم براتون با کیفیت HD و دوبله فارسی آماده کرده تا از تماشای آنلاین کارتون لذت ببرید. همراهتون هستیم تا تماشای کارتون باب اسفنجی براتون از همیشه ساده تر و لذت بخش تر باشه. کلیک کنید، تماشا کنید و لذت ببرید.