اسفنج خرچنگی

اسفنج خرچنگی از فصل 5 انیمیشن باب اسفنجی
« اسفنج خرچنگی » اسم یکی از قسمتهای فصل پنجم باباسفنجی شلوارمکعبیه. در این قسمت بعد از اینکه یه منتقد کار باباسفنجی رو تحسین میکنه، آقای خرچنگ دکور کراستیکرب رو به شکل باباسفنجی درمیآره.
شخصیتهایی که توی قسمت اسفنج خرچنگی میبینیم
شاه نپتون
یوجین کربس
جین گوشماهی
باب پرفلومستر
باربارا
بچهگربهها
بز
شخصیتهای تصادفی
خانوم هشتپا
نگهبان زندان بیکینیباتم
هوراس هوپر
خلاصه این قسمت رو با هم بخونیم
اسفنج خرچنگی اینطور شروع میشه: یه روز اختاپوس توی کراستیکرب متوجه میشه که باباسفنجی سفارش قبول نمیکنه، برای همین با آقای خرچنگ میرن ببینن چه خبره. آقای خرچنگ میخواد از باباسفنجی بپرسه مشکل چیه، اما نگاه خیره و مبهوتش رو میبینه. بعدش یه تقویم کوچولو توی کلاهش پیدا میکنن که دور امروز خط کشیده شده و نوشته «منتقد غذای خیلی مهمی امروز به کراستیکرب میآد». اختاپوس میگه که فقط یه احمق نگران این قضیه میشه، اما آقای خرچنگ و باباسفنجی جفتشون توی شوک هستن. اختاپوس میگه نکتهش ثابتشدهس و میره.
چیزی نمیگذره که جین گوشماهی (منتقد غذا) وارد رستوران میشه. در همین حال که داره به رستوران نگاهی میندازه، اختاپوس باهاش بد صحبت میکنه و چیزی نمونده که با حرفهای بیادبانهش اونو دک کنه بره. آقای خرچنگ جلوش رو میگیره و باباسفنجی براش یه کربیبرگر میآره. جین یه گاز میزنه و رستوران رو ترک میکنه و آقای خرچنگ هم امیدش رو از دست میده.
باباسفنجی، آقای خرچنگ و اختاپوس شاهد نقد جین از کراستیکرب هستن که داره با خاک یکسانش میکنه. میگه کراستیکرب بوی باسن بز میده و قبرستون بری بهتره تا اینجا. مشتریها هم این نقد رو میشنون و با بیمیلی میذارن میرن. اما جینِ هیجانزده میگه کراستیکرب فقط بهدلیل کربیبرگری که خورده موفقیت بزرگیه و باباسفنجی هم آشپز خیلی خوبیه و نقدش رو اینطور مثبت تموم میکنه. مشتریها هم خوششون میآد و برمیگردن و آمادهی خوردنن. اوضاع روبهراه میشه و باباسفنجی برمیگرده سر کارش و یه ایدهی پولساز هم به ذهن آقای خرچنگ میرسه.
روز بعد باباسفنجی میره سر کار و اسم جدید کراستیکرب رو میبینه: «کراستی اسفنجی». یه صف بلندی هم جلوی رستوران تشکیل شده و اختاپوس لباس باباسفنجی پوشیده. باباسفنجی توجهی به لباس نداره و از کفشهاش تعریف میکنه، اما بلافاصله اختاپوس با یه هیس گفتن میترسوندش. تایلرِ ماهی از اختاپوس امضا میخواد، اما اختاپوس قبول نمیکنه چون نمیتونه از دستهاش استفاده کنه و اتفاقی میزنه زیر گوش تایلر و آقای خرچنگ هم ناامید میشه، چون دیگه نمیتونه برای امضا دادن پول بگیره. آقای خرچنگ اختاپوس رو میفرسته برای آشپزی، چون باباسفنجی شغل جدیدی داره و باید یه قطار رو بیرون کراستیکرب هدایت کنه و آقای خرچنگ از مشتریها برای قطار سوار شدن پول میگیره.
در ادامه قسمت اسفنج خرچنگی اختاپوس برای آقای خرچنگ آشپزی میکنه و آقای خرچنگ هم داره حموم پول میکنه که اختاپوس میآد بهش میگه پیک سفارش اومده ببیندش. معلوم میشه که آقای خرچنگ چیزهای بیشتری با ظاهر باباسفنجی سفارش داده مثل نی نوشیدنی، زیرلیوانی، پیشبند، یخ و چیزهای دیگه که اختاپوس میگه داره زیادهروی میکنه. آقای خرچنگ دچار توهم شده و اصرار میکنه که اینطور نیست و بعدش از اختاپوس میخواد برگرهای اسفنجی جدید رو بیاره که در واقع کربیبرگرهای رنگی هستن که شبیه باباسفنجین و با یخها توی یخچال جا نشدن. وقتی اختاپوس بهش میگه که چرا گوشت گندیده رو سرو میکنه، آقای خرچنگ اولش متوجه نکتهی اختاپوس میشه و بعد قیمت اونا رو دو برابر اعلام میکنه.
وقتی باباسفنجی از راهبری قطار خسته میشه، دست از پدال زدن برمیداره، اما مسافرهاش اصلاً توجهی ندارن که چقدر خستهس و فکر میکنن اون بدل باباسفنجیه. تهدیدش میکنن که اگه بهشون سواری نده شروع میکنن به تظاهرات کردن. باباسفنجی حواسشون رو پرت میکنه و مجسمهی خودش رو میذاره جای خودش و میره. وارد کراستیکرب میشه و میبینه آقای خرچنگ کلی محصولات به شکل باباسفنجی گرفته.
همچنین میفهمه که برگرهای اسفنجی جدید داره مردم رو مریض میکنه و رنگشون زرد با خالهای سبز میشه (مشابه باباسفنجی) و دلدردهای شدیدی میگیرن. باباسفنجی از آقای خرچنگ میخواد که بیاد بیرون و ببینه، اما وقتی مشتریها رو میبینه فکر میکنه زامبیها بهش حمله کردن و میخوان پولهاش رو بخورن و سعی میکنه از ثروتش محافظت کنه. اما باباسفنجی جلوش رو میگیره و میگه اینا مشتریهات هستن که برگرهای اسفنجی رو خوردن. یه مشتری برگر دوست مریضش رو میخوره و حالش بههم میخوره. با آقای خرچنگ روبهرو میشه، اما اون فروتنانه بهش توضیح میده که این یه برگر اسفنجیه و مشتری هم مریض میشه. باباسفنجی پریشون شده و به آقای خرچنگ میگه با برگرهای گندیده همهی مشتریهاش رو مسموم کرده. آقای خرچنگ بعد از این که میفهمه چیکار کرده شوکه میشه و احساس گناه میکنه. قبل از اینکه بخواد اشتباهش رو جبران کنه، بلافاصله بهدست یکی از مشتریها که پلیس هم هست دستگیر میشه.
آخرای قسمت اسفنج خرچنگی میبینیم که توی دادگاه آقای خرچنگ از کارهایی که کرده پشیمونه و احساس گناه میکنه. هیئت منصفه به ریاست جین گوشماهی آقای خرچنگ رو گناهکار اعلام میکنه و اونم اتهاماتش رو میپذیره. قبل از اینکه آقای خرچنگ بخواد بره زندان، میبینه که قاضی چکش با طرح باباسفنجی داره و از قرار طرفدار پروپاقرص باباسفنجیه. آقای خرچنگ با قاضی معامله میکنه که زندان نیفته و در عوض باباسفنجی به آشپزی برگرده و اختاپوس هم قاضی رو سوار قطار کراستی اسفنجی کنه و کل روز اونو بگردونه. اختاپوس با انزجار قاضی رو قطارسواری میده و کراستیکرب هم به حالت عادی برمیگرده و قسمت تموم میشه.
ارجاعهای فرهنگی این قسمت
جین گوشماهی تقلیدی از جین شالیته و صداپیشگیش هم کار خودشه. ظاهر جفتشون مشابه همه.
مجسمهی غولپیکر باباسفنجی که یه کربیبرگر گنده رو توی کراستی اسفنجی دستش گرفته، تقلیدیه از نماد رستورانهای زنجیرهای بیگ بوی.
وقتی آقای خرچنگ با مشتریهای مسموم توی دادگاهه، موسیقی برنامهی تلویزیونی The People's Court بهمعنی «دادگاه مردم» شنیده میشه.
قسمت اسفنج خرچنگی رو کجا ببینیم؟
اگه همراه سانی فیلم باشید تماشای قسمت اسفنج خرچنگی مثل باقی قسمتهایی که همراهتون بودیم راحته. کلیک کنید و تکیه بدید و تماشا کنید. کیفیت HD و دوبله فارسی سانی فیلم براتون این تجربه رو از همیشه لذت بخش تر میکنه.